جشن سده؛ آیینی که آتش، نور و امید را به زمستان میآورد!
در میانه زمستانی که زمین در سکوت و سرما فرو رفته و طبیعت چشمانتظار بازگشت نور است، جشن سده چون شعلهای کهن از دل تاریخ ایران برمیخیزد و یادآور پیوند دیرینه انسان با آتش، روشنایی و امید میشود؛ آیینی ریشهدار که نهفقط یک جشن فصلی، بلکه روایتی زنده از باورهای باستانی، اسطورهها و نگاه ایرانیان به چرخه زندگی است. این جشن که جلوههای اصیل آن را میتوان در جشن سده یزد و محافل زرتشتیان دید، بهانهای است برای سفر به شهری که هر کوچه و بادگیرش قصهای از گذشته روایت میکند.
تجربه سفر به یزد در جشن باشکوه سده، تنها به تماشای یک مراسم ختم نمیشود، بلکه با گشتوگذار در میان جاهای دیدنی یزد، قدمزدن در فضای روحنواز باغ دولت آباد، بازدید از آتشکده زرتشتیان، زندان اسکندر و آشنایی با آیینها در نزدیکی دخمه زرتشتیان معنایی عمیقتر پیدا میکند. در چنین سفری، اقامت در میان بهترین انتخابها از بهترین هتل های یزد گرفته تا چشیدن طعمهای اصیل در رستوران های یزد و خرید یادگاری از میان سوغات یزد، تجربه جشن را کاملتر میسازد و حالوهوای آن را به خاطرهای ماندگار تبدیل میکند.
این مقاله از امروزکجابریم؟! تلاشی است برای نگاهی دقیقتر به آیین جشن سده، از ریشههای آن در شاهنامه تا روایتهای کهن گرفته و تاریخچه شکلگیری، به امید آنکه این جشن باستانی و ملی ایرانی، بیش از پیش شناخته شود و جایگاه شایستهاش را در میان ایرانیان امروز باز یابد. همراه ما باشید تا در دل این آیین نورانی، پیوند تاریخ، فرهنگ و سفر را در کنار هم لمس کنیم.
جشن سده چیست؟ روایت کهن پیوند انسان و آتش
جشن سده، روایت کهنی از لحظهای سرنوشتساز در تاریخ بشر است که انسان برای نخستینبار آتش را شناخت و با گرما و روشنایی آن، در برابر سرمای طبیعت و تاریکی ایستاد. این آیین باستانی که هر سال در دهم بهمنماه برگزار میشود، یادآور کشف آتش و جایگاه مقدس آن در فرهنگ ایرانی است؛ عنصری که از دیرباز نماد نور، انرژی، زندگی و نیرویی برای مقابله با اهریمن و پلیدیها بهشمار میآمد. سده از بزرگترین جشنهای آتش در ایران باستان است. جشنی همگانی که اگرچه گاه رنگوبوی مذهبی به خود گرفته، اما در جوهره خود آیینی ملی و اجتماعی بوده و بیش از هر چیز، بر اتحاد، همیاری و حضور جمعی مردم تأکید داشته است. همانند مفهومی که در دیگر جشنهای کهن ایرانی مانند نوروز، مهرگان و یلدا نیز دیده میشود.
قدمت جشن سده به بیش از پنج هزار سال پیش بازمیگردد و حتی از نوروز نیز کهنتر دانسته میشود. ریشههای اسطورهای این آیین در شاهنامه فردوسی و داستان هوشنگ شاه، از پادشاهان پیشدادی، بازتاب یافته است. آنجا که جرقه برخورد دو سنگ، آتش را پدیدار میکند و انسان در برابر فروغ ایزدی به جشن و شادمانی میپردازد، سده معنا میگیرد و به نمادی ماندگار در فرهنگ ایران تبدیل میشود. این جشن که با نامهایی چون جشن آتش، جشن زمستان یا سدهسوزی نیز شناخته میشود، امروزه همچنان در شهرهایی مانند یزد، کرمان و تهران با حضور زرتشتیان و علاقهمندان فرهنگ ایرانی برگزار میشود و آیینهایی چون افروختن آتشهای بزرگ، خواندن گاتها، نیایش، سرودهای ملی، رقصهای آیینی و شاهنامهخوانی در آن جایگاه ویژهای دارد. ثبت جشن تاریخی سده در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو، مهر تأییدی است بر ارزش جهانی این آیین کهن. جشنی که فراتر از مرزهای دینی، به همه ایرانیان تعلق دارد و همچنان پیامآور امید، نور و پیوند انسان با طبیعت در سردترین روزهای سال است.

ریشههای تاریخی جشن سده در ایران باستان
ریشههای تاریخی جشن سده در لایههای عمیق تقویم و جهانبینی ایرانیان باستان شکل گرفته است. بر پایه برخی باورهای کهن، نیاکان ما سال را به دو فصل اصلی تقسیم میکردند: تابستان از آغاز فروردین تا پایان مهر و زمستان از ابتدای آبان تا پایان اسفند. در این نگاه، دهم بهمنماه بهعنوان صدمین روز زمستان شناخته میشد و از آنجا که پنجاه روز و پنجاه شب تا نوروز باقی میماند، عدد «صد» به نمادی از گذر از سختترین بخش سرما و نزدیکشدن به زایش دوباره طبیعت بدل میشد. آتش در این میان نقش محوری داشت؛ عنصری که شب را به اندازه روز روشن و گرم میکرد و همین همارزی شب و روز، مفهوم سده را تقویت میکرد. هرچند پژوهشگرانی چون مهرداد بهار ارتباط مستقیم واژه «سده» با عدد صد را محل تردید میدانند و آن را برگرفته از واژههای اوستایی به معنای طلوع یا غروب میشمرند، اما در هر دو برداشت، پیوند این جشن با دگرگونی طبیعت و عبور از تاریکی زمستانی انکارناپذیر است؛ چنانکه منوچهری آن را «طلایه نوروز و نوبهار» مینامد.

روایتهای تاریخی در مورد شکلگیری جشن سده
در کنار این تفسیرهای تقویمی، روایتهای اسطورهای و تاریخی نیز در شکلگیری جشن سده نقش پررنگی داشتهاند. ابوریحان بیرونی و خیام، این آیین را به فریدون، شاه پیشدادی، نسبت میدهند. زمانی که او بر ضحاک ستمگر پیروز شد به نشانه رهایی از ظلم، فرمان داد بر بامها آتش بیفروزند. در نوروزنامه آمده است که این جشن در روزگار باستان بهدست پادشاهان ایرانی و تورانی برگزار میشد و بعدها بیشتر در میان زرتشتیان تداوم یافت. در روایتی دیگر که ریشه در اسطورههای کهن دارد، پیدایش سده به هوشنگشاه بازمیگردد. همان داستانی که در شاهنامه فردوسی آمده و کشف آتش را نتیجه برخورد سنگها و جرقهای ایزدی میداند. حتی روایتهایی که سده را به کیومرث و رسیدن شمار فرزندان او به عدد صد پیوند میدهند، نشان میدهد این آیین از همان آغاز، با مفاهیمی چون زایش، فزونی، پیروزی و تداوم زندگی گره خورده بوده است.
در دوره تاریخی، سده جایگاه خود را بهعنوان یکی از سه جشن بزرگ ایرانیان تثبیت کرد و از عصر ساسانیان تا سدههای نخست اسلامی با شکوه فراوان برگزار میشد. منابعی چون آثارالباقیه، تاریخ بیهقی و نوشتههای گردیزی نشان میدهند که این جشن نهتنها میان مردم عادی، بلکه در دربار پادشاهان نیز رواج داشته و تا پیش از حمله مغول دوام آورده است. برگزاری باشکوه سده در اصفهان به فرمان مرداویج زیاری در سال ۳۲۳ هجری و جشن بزرگ دیگری در دوران سلطان مسعود غزنوی، از نمونههای ماندگار این تداوم تاریخیاند. هرچند پس از ورود اسلام، شیوه برگزاری این آیین دستخوش تغییر شد و گاه به حاشیه رفت، اما پیوند عمیق آن با هویت فرهنگی ایرانیان باعث شد سده هرگز بهکلی فراموش نشود و امروز نیز بهعنوان یادگاری زنده از دوران اسطورهای و تاریخی ایران، همچنان در تقویم فرهنگ این سرزمین بدرخشد.

جشن سده در شاهنامه؛ آتش بهعنوان نماد خرد و پیروزی
در روایت شاهنامه، جشن سده ریشه در یکی از نمادینترین لحظههای تاریخ اسطورهای ایران دارد. در این روایت کشف آتش نه حاصل تصادف، بلکه نتیجه خرد، کنش آگاهانه و نگاه مسئولانه پادشاهی چون هوشنگ است. فردوسی این رویداد را چنین بازمیگوید که هوشنگ، شاه پیشدادی، در دل کوهستان و هنگام شکار با ماری سیاهروبهرو میشود که نمادی از مرگ، ویرانی و نیروهای اهریمنی بوده است. او برای دور کردن این خطر، سنگی پرتاب میکند و از برخورد سنگ با سنگ، جرقهای پدید میآید که خار و خاشاک اطراف را به آتش میکشد و روشنایی از دل تاریکی سر برمیآورد:
«بر آمد به سنگ گران سنگ خرد/همان و همین سنگ بشکست گرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ/دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
نشد مار کشته ولیکن ز راز/از این طبع سنگ آتش آمد فراز»
در این تصویر شاعرانه، آتش نهتنها ابزار بقا، بلکه نشانهای از پیروزی دانایی بر جهل و نظم بر آشوب است. هوشنگ این فروغ نوظهور را موهبتی ایزدی میداند و به پاس این کشف، شبهنگام آتشی بزرگ میافروزد و همراهان خود را گرد آن جمع میکند تا جشن و سرور برپا شود. فردوسی این جشن را با این ابیات ماندگار ثبت کرده است:
«جهاندار پیش جهان آفرین/نیایش همی کرد و خواند آفرین
که او را فروغی چنین هدیه داد/همین آتش آنگاه قبله نهاد
بگفتا فروغی است این ایزدی/پرستید باید اگر بخردی
شب آمد بر افروخت آتش چو کوه/همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خْوَرد/سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار/بسی باد چون او دگر شهریار»
از نگاه شاهنامه، سده تنها یادبود کشف آتش نیست، بلکه نمادی از تداوم خرد در تاریخ ایران است. بدینسان، آتش در شاهنامه به مرتبهای فراتر از یک عنصر طبیعی میرسد و به نشانه فروغ ایزدی، خرد انسانی و پیروزی روشنایی بر تاریکی بدل میشود؛ مفهومی که جوهره سده را تا امروز زنده نگه داشته است.

آیین برگزاری جشن سده؛ از افروختن آتش تا گردهمایی مردمان
هرچند شکل برگزاری جشن آیینی سده در دورهها و مناطق مختلف تغییراتی داشته است، اما عناصر اصلی آن، مانند گردهمایی مردم، افروختن آتش، نیایش، شادی جمعی و پیوند آیین با زندگی روزمره، همچنان ثابت مانده و امروز نیز در شهرهایی چون یزد و کرمان با همان شکوه نمادین برگزار میشود. این آیین نشان میدهد آتش، فراتر از یک عنصر طبیعی، قلب تپنده فرهنگ و همدلی ایرانیان بوده است.
آمادهسازی آتش با همکاری و همدلی
آیین جشن سده از روزها پیش از دهم بهمنماه آغاز میشد. مردم، بیهیچ تمایزی، در کنار یکدیگر به گردآوری هیزم، بوته و شاخههای خشک میپرداختند و آنها را در نقطهای مرتفع یا در بیرون شهر و روستا انباشته میکردند. این همکاری جمعی، خود بخشی از معنا و روح جشن بود؛ چراکه آتش سده نه متعلق به فرد، بلکه نماد همبستگی یک جامعه بهشمار میآمد. با نزدیک شدن به غروب آفتاب، فضای شهر حالوهوایی آیینی به خود میگرفت و مردم برای آغاز مراسم در اطراف توده عظیم هیزم گرد میآمدند. این آتش که قرار بود سرمای زمستان و تیرگی شب را درهم بشکند و نوید روشنایی دهد.

نیایش، افروختن آتش و آغاز جشن
در لحظه آغاز مراسم، موبدان زرتشتی با جامههای سپید و روبندهایی بر دهان، در حالی که مشعلهایی روشن در دست داشتند، همراه با جوانان سفیدپوش و در حال زمزمه اوستا و گاتها، سه بار به گرد توده هیزم میچرخیدند. این چرخش آیینی، نمادی از احترام به آتش و آمادگی برای دریافت فروغ ایزدی بود. پس از آن، موبد بزرگ با آتشدان و دیگر موبدان با مشعلها، هیزمها را میافروختند و از چهار جهت آتش را روشن میکردند. همزمان با اوج گرفتن آتش، نیایشها پایان مییافت و جشن و سرور آغاز میشد؛ نوازندگان از ابتدا تا پایان مراسم موسیقی مینواختند و مردم با خواندن سرودهای ملی، شاهنامهخوانی، نقالی و رقصهای آیینی، گرد آتش به شادی میپرداختند. روشن کردن آتش بر بام خانهها و نقاط بلند نیز از رسمهای رایج گذشته بود که چهره شهر را در آن شب به دریایی از نور بدل میکرد.
آیینهای نمادین و پایان مراسم
با گداختن شعلههای آتش، آیینهای نمادین و نگاره جشن سده معنا پیدا میکردند:
- در گذشته، افراد با اسب از روی آتش میپریدند. این حرکت گذر از تاریکی به روشنایی و پیروزی نور بر نیروهای اهریمنی را بازتاب میداد.
- خواندن شعر سده در شاهنامه یکی از مهمترین این جلوههاست. ابیاتی که فردوسی بزرگ در شاهنامه سروده و در آنها، سده را بهعنوان نمادی از کشف آتش، خرد انسانی و پیروزی روشنایی بر تاریکی توصیف کرده است.
- در کنار این آیینها، تنقلات و خوراکی های جشن سده جایگاه خاصی دارند. پخت و توزیع آجیل، شیرینیهای سنتی، آش و نان برنجی، بخشی از شادی و مهماننوازی این جشن است و سفرهای رنگین از طعمها را گرد آتش فراهم میآورد.
- پوشیدن لباسهای رنگارنگ و شاد نیز جلوهای دیگر از جشن زیبای سده است که بازتابی از سرزندگی، امید و استقبال از گرما و روشنایی در دل زمستان محسوب میشود و فضای جشن را آکنده از نشاط و همدلی میسازد.
- خاکستر باقیمانده از آتش نیز بیارزش تلقی نمیشد. کشاورزان آن را بر زمینهای خود میپاشیدند و باور داشتند این خاکستر مایه برکت، گرمی و حاصلخیزی زمین خواهد شد.

علت نام گذاری جشن سده؛ سده به چه معناست؟
نام «جشن سده» همانقدر که ساده بهنظر میرسد، لایههای معنایی و تاریخی عمیقی در خود پنهان کرده است. تاریخپژوهان، اسطورهشناسان و زبانشناسان در طول سدهها کوشیدهاند به این پرسش پاسخ دهند که «سده» دقیقاً به چه معناست و چرا این آیین باستانی چنین نامی گرفته است. آنچه امروز در اختیار ماست، مجموعهای از روایتها و نظریههاست که هرکدام از زاویهای متفاوت، به راز این نام کهن نزدیک میشوند.
- سده؛ صدمین روز زمستان
یکی از شناختهشدهترین روایتها، نام «سده» را به عدد ۱۰۰ پیوند میزند. براساس گاهشماری ایرانیان باستان، زمستان از ابتدای آبان آغاز میشد و دهم بهمن، صدمین روز این فصل بهشمار میآمد. از سوی دیگر، از دهم بهمن تا نوروز، ۵۰ روز و ۵۰ شب باقی میماند که با توجه به کشف آتش و روشنشدن شبها، شب نیز همارز روز محاسبه میشد. به این ترتیب، عدد ۱۰۰ بهعنوان نماد گذر از سرمای سخت و نزدیکشدن به بهار، در نامگذاری سده نقش پیدا میکند. - صد روز تا برداشت محصول
در روایتی دیگر، سده به چرخه کشاورزی پیوند خورده است. گفته میشود از زمان برگزاری جشن سده تا هنگام برداشت غلات، حدود ۱۰۰ روز فاصله وجود داشته و این جشن، نشانهای از آغاز شمارش معکوس برای فصل باروری زمین بوده است. در این نگاه، سده نقطهای مهم در تقویم معیشتی و اقتصادی جامعه کشاورز ایران باستان بهشمار میآمده است. - پایان چله بزرگ و آغاز گرما
گروهی از تاریخپژوهان، از جمله دکتر مهرداد بهار، ارتباط «سده» با عدد ۱۰۰ را رد میکنند. به باور آنها، واژه سده ریشه در زبانهای ایرانی باستان دارد و به معنای «طلوع»، «برآمدن» یا «آشکار شدن» است. در این تفسیر، جشن سده همزمان با پایان چله بزرگ زمستان برگزار میشود؛ زمانی که زمین بهتدریج رو به گرمی میرود و نشانههای زایش دوباره طبیعت پدیدار میشود. آتش در این آیین، نماد همین طلوع و ظهور گرما و نور است. - چهلروزگی خورشید پس از یلدا
در فرهنگ ایرانی، عدد ۴۰ جایگاهی مقدس دارد و آیین چهلم در بسیاری از مناسبتها دیده میشود. بر پایه این نظریه، جشن سده دقیقاً چهل روز پس از شب یلدا برگزار میشود؛ شبی که زایش دوباره خورشید یا ایزد مهر دانسته میشد. از این منظر، سده جشن «چله خورشید» است؛ جشنی برای بزرگداشت نوزادی که در بلندترین شب سال زاده شده و اکنون به چهلروزگی رسیده است. - سده و روایتهای اسطورهای انسان نخستین
برخی روایتها، نام سده را به عدد انسانها پیوند میدهند. براساس نقلهایی از ابوریحان بیرونی و گردیزی، در این روز شمار فرزندان کیومرث، مشی و مشیانه یا حتی آدم ابوالبشر به عدد ۱۰۰ رسید و به همین مناسبت جشن برپا شد. هرچند این روایتها رنگی اسطورهای دارند، اما نشان میدهند که عدد «کثرت» و «فزونی» در ذهن ایرانیان باستان، جایگاهی نمادین داشته است. - سده؛ جشن ظهور و آشکارگی
نظریه دکتر مهرداد بهار، سده را نه جشن عدد، بلکه جشن معنا میداند. بر اساس پژوهشهای زبانشناختی او، «سده» از ریشهای میآید که به مفهوم «پدیدار شدن» و «ظهور» اشاره دارد؛ ظهوری که میتواند همان آشکار شدن قدرت خورشید، پایان سیطره تاریکی و آغاز حرکت طبیعت به سوی بهار باشد. این برداشت، بیش از هر چیز با فلسفه آتش در سده هماهنگ است؛ آتشی که نماد روشنایی، آگاهی و زندگی است.
در نهایت، نمیتوان با قطعیت تنها یک روایت را درستترین دانست. جشن کهن سده، همچون بسیاری از آیینهای کهن ایرانی، حاصل همنشینی اسطوره، تقویم، طبیعت و زندگی اجتماعی است. شاید همین چندلایگی معناست که نام «سده» را تا امروز زنده نگه داشته و آن را به یکی از رازآلودترین و درعینحال روشنترین جشنهای فرهنگ ایران بدل کرده است.

جشن سده در کدام شهرها برگزار میشود؟
سده یکی از کهنترین آیینهای ایرانی است که خاستگاه اصلی آن در میان زرتشتیان ایران قرار دارد، اما در طول زمان به جشنی ملی و فرهنگی تبدیل شده است. این جشن امروزه نهتنها در شهرهای دارای جمعیت زرتشتی، بلکه در روستاها و حتی خارج از مرزهای ایران نیز برگزار میشود. گستردگی جغرافیایی جشن سده نشاندهنده پیوند عمیق آن با هویت فرهنگی ایرانیان است.
جشن سده در یزد
استان یزد را میتوان مهمترین مرکز برگزاری جشن سده در ایران دانست. بهدلیل تمرکز بالای جمعیت زرتشتی، این آیین هرساله با شکوه و نظم خاصی در شهر یزد و مناطق اطراف آن برگزار میشود. آتشکدههای یزد، بهویژه آتشکده محله رحمتآباد، از اصلیترین مکانهای برگزاری مراسم هستند و بسیاری از علاقهمندان، چه زرتشتی و چه غیرزرتشتی، برای تماشای این آیین گرد هم میآیند.
در شهرهای میبد و اردکان نیز سده با همان آیینهای سنتی، شامل گردآوری هیزم، نیایش موبدان، خواندن گاتها و روشنکردن آتش در هنگام غروب برگزار میشود. در میان همه این مناطق، روستای چَم از توابع شهرستان تفت جایگاه ویژهای دارد. جشن در این روستا حالوهوایی کاملاً آیینی و بومی دارد و با سرودخوانی، شاهنامهخوانی، نقالی و نیایش برای رفتن سرما و پیروزی نور بر تاریکی همراه است. در سالهای اخیر، همین اصالت باعث شده روستای چم به یکی از مقصدهای مهم گردشگری فرهنگی در ایام سده تبدیل شود.
جشن سده در کرمان
کرمان یکی دیگر از مهمترین کانونهای برگزاری سده در ایران است و بسیاری آن را باشکوهترین جشن سده جهان میدانند. برگزاری این آیین در کرمان قدمتی بیش از ۸۰ سال دارد و در میان مردم محلی با نام «سدهسوزی» شناخته میشود. از چند روز پیش از دهم بهمن، کشاورزان و باغداران هیزم و چوب خشک جمعآوری میکنند و فضای شهر بهتدریج رنگوبوی جشن میگیرد.
آتشکده دولتآباد کرمان و باغچه بداغآباد از مهمترین محلهای برگزاری جشن سده در این استان هستند. علاوهبر شهر کرمان، در روستاها و مناطق اطراف مانند بافت، سیرجان و جیرفت نیز این آیین برگزار میشود. حتی در میان چادرنشینان و چوپانان منطقه بافت، سده به شکلی ساده اما ریشهدار اجرا میشود که نشان از نفوذ عمیق این آیین در زندگی مردم دارد.
سایر شهرها و روستاهای ایران
علاوهبر یزد و کرمان، جشن و مراسم سده در استانهای دیگری نیز برگزار میشود. در فارس، خراسان رضوی و خراسان جنوبی، زرتشتیان و علاقهمندان این آیین در شهرها و روستاهایی مانند بردسکن و طبس، بهویژه در روستاهای پیرحاجات و کلشانه، گرد هم میآیند و آتشی بزرگ میافروزند. در این مناطق نیز نیایشخوانی، سرودهای ملی و شادی جمعی بخش جداییناپذیر مراسم است.
جشن سده خارج از ایران
آیین سده امروزه محدود به جغرافیای ایران نیست. ایرانیان و زرتشتیان مهاجر در کشورهای مختلف، از جمله سوئد، آمریکا و استرالیا، این آیین را زنده نگه داشتهاند. آنها با گردهم آمدن در پارکها یا فضاهای باز شهری، آتشی نمادین میافروزند و با نیایش، سرودخوانی و پایکوبی، پیوند خود را با فرهنگ و ریشههای ایرانی حفظ میکنند. برگزاری جشن سده در خارج از کشور، بیش از هر چیز نشاندهنده جهانیشدن یک آیین کهن و تداوم آن در میان نسلهای جدید است.

جشن سده؛ آیینی شعلهور که هزاران سال است خاموش نشده
جشن سده روایت زندهای از پیوند انسان با خرد، نور و همبستگی اجتماعی است. آتشی که در شامگاه دهم بهمن افروخته میشود، فراتر از گرما و روشنایی، نماد غلبه دانایی بر تاریکی و امید بر سرمای زمستان است؛ پیامی که قرنها پیش در شاهنامه فردوسی ریشه دوانده و تا امروز در جان فرهنگ ایرانی زنده مانده است.
این جشن، چه در کرمان با شکوه بیمانندش، چه در یزد با آیینهای اصیل زرتشتی و چه در روستاها و حتی آنسوی مرزهای ایران، نشان میدهد که میراث فرهنگی زمانی ماندگار میشود که مردم آن را زندگی کنند. سده یادآور این حقیقت است که سنتها، اگر با معنا و مشارکت همراه باشند، نهتنها کهنه نمیشوند، بلکه نسل به نسل روشنتر میتابند؛ درست مانند شعله آتشی که از دل سنگ زاده شد و هنوز هم دلها را به نور و گرما پیوند میدهد.

سوالات متداول
جشن سده هر سال در روز دهم بهمنماه برگزار میشود. این جشن یکی از کهنترین آیینهای ایرانی است و زمان آن ارتباط مستقیمی با پایان چله بزرگ زمستان و نزدیک شدن به فصل گرما دارد.
آتش در جشن سده نماد نور، خرد، زندگی و پیروزی بر تاریکی و سرما است. براساس روایت شاهنامه، آتش بهدست هوشنگ کشف شد و از همان زمان بهعنوان نشانهای از دانایی و فروغ ایزدی در فرهنگ ایرانی جایگاه ویژهای پیدا کرد.
خیر. هرچند ریشههای جشن سده به آیین زرتشتی بازمیگردد، اما این جشن ماهیتی ملی و فرهنگی دارد و امروزه افراد با هر دین و باوری میتوانند در آن شرکت کنند. در بسیاری از شهرها، غیرزرتشتیان نیز در کنار زرتشتیان در این آیین حضور دارند.
باشکوهترین مراسم جشن سده معمولاً در کرمان و یزد برگزار میشود. شهرهایی مانند میبد، اردکان، روستای چم یزد، سیرجان و بافت نیز از مراکز مهم برگزاری این آیین هستند.
درباره معنای واژه «سده» دیدگاههای مختلفی وجود دارد. برخی آن را مرتبط با عدد صد میدانند و برخی دیگر معتقدند «سده» در زبانهای ایرانی به معنای طلوع، برآمدن و آشکار شدن است که به زایش دوباره خورشید و گرم شدن زمین اشاره دارد.
گردآوری هیزم، افروختن آتش بزرگ، نیایشخوانی، سرودخوانی، شاهنامهخوانی، نقالی، شادی جمعی و پاشیدن خاکستر آتش بر زمینهای کشاورزی از مهمترین آیینهای جشن سده بهشمار میآیند.
فلسفه اصلی جشن سده، پیروزی نور بر تاریکی، گرما بر سرما و خرد بر جهل است؛ مفهومی که در دل اسطورهها، آیینها و زندگی روزمره ایرانیان جای گرفته و تا امروز ادامه یافته است.
معرفی بهترین مراکز خرید و بازارهای یزد (بازار خان یزد و...)
موزه آب یزد؛ روایتی از مدیریت آب در دل کویر
